daily news

کلیپ تصویری داستان قرآنی – داستان اصحاب فیل

دانلود کلیپ تصویری داستان اصحاب فیل

از سوره مبارکه فیل

 

سوره فیل:

سوره فیل، صد و پنجمین سوره قرآن کریم است این سوره مکی را به این دلیل سوره فیل نامبدند که شرح و داستان اصحاب فیل است. حدیثی از امام ششم درباره این سوره است که می فرماید:

خواندن سوره فیل در نمازهای واجب موجب می‌شود در روز قیامت تمامی موجودات عالم شهادت دهند كه او از نمازگزاران بوده است؛ پس خداوند شهادت آنان را می‌پذیرد و دستور می‌دهد او را وارد بهشت کنند.

 داستان اصحاب فیل:

نجاشی پادشاه مسیحی حبشه بود که بدلیل کم شدن مسحیان تلاش های زیادی می کرد تا این دین را تبلیغ کند و طرفداران مسیحیت را افزایش دهد. او وقتی می دید که مردم از سراسر جهان به مکه می آیند تصمیم گرفت خانه خدا را تخریب کند تا با این کار مردم بجای زیارت مکه برای دیدن کلیسای باشکوهی که او  در صنعاء ساخته بود بیایند کلیسایی که به بهترین شکل تزیین و در آن از بهترین فرش ها و پرده ها استفاده شده بود. او برنامه ریزی کرده بود که با ساخت کلیسای بزرگ و باشکوه مردم را از رفتن به مکه منصرف و همه ی مردم و اهل مکه و قریش به آن کلیسا می آیند.

اما همه ی تصورات نجاشی غلط از آب درآمد، زیرا نه تنها اهل مکه به آن کلیسا توجه نکردند، بلکه اهالی یمن و حبشه هم مکه را فراموش نکردند و باز برای حج رهسپار مکه شدند.

از قضا یک کاروان تجارتی از مکه به حبشه آمد، کاروانی ها همه عرب بودند و برای تجارت به آن کشور آمده بودند.

تعدادی از عرب ها در یکی از اطاق های کلیسا منزل کردند و چون هوا سرد بود، آتش روشن کردند، ولی هنگام رفتن فراموش کردند آن را خاموش کنند. آتش به کلیسا راه یافت و آتش سوزی بدی اتفاق افتاد.

وقتی خبر سوختن کلیسا و علت آتش سوزی به نجاشی رسید، بسیار عصبانی شد و با خود گفت عرب ها از سر دشمنی کلیسای ما را آتش زدند و قسم خورد که کعبه را ویران و نابود سازد.

به همین منظور نجاشی فرمانده سپاه، ابرهه را صدا کرد و او را با لشگری مجهز از اسب و فیل و سوار و پیاده به مکه فرستاد.

ابرهه با سپاه عظیم به سمت مکه رهسپار شد. با نزدیک شذن ابرهه به شهر مکه پرندگانی کوچک به نام ابابیل در آسمان مکه نمایان شدن و کم کم خود را بر سر سپاه ابرهه رساندند. آن پرندگان کوچک دارای سنگریزه هایی به نام سجیل بودند و با آن سنگ ها بر سر سپاهیان ابرهه می زدند و هر سنگ یک تن از سپاه ابرهه را هلاک می کرد.

هنوز چیزی نگذشته بود که تمام سپاه، به جز یک نفر هلاک شدند. آن یک نفر به سرعت خود را به حبشه رساند و بنزد نجاشی رفت و جریان کشته شدن سپاه را تعریف کرد. نجاشی پرسید: آن پرندگان به چه صورت بودند که سپاه مرا نابود کردند؟ آنگاه یکی از همان پرندگان در هوا پیدا شد، آن مرد گفت اعلی حضرتا! این یکی از همان پرندگان است که لشگر ما را هلاک کرد. سخن آن مرد به پایان رسید و در همان حال سنگریزه ای بوسیله ی همان پرنده بر سر او فرود آمد و در حضور نجاشی جان داد. این حادثه در سال ولادت پیامبر رخ داد.

 

 

مدت زمان کلیپ : ۶:۳۳

مشخصات

  • فرمت فایل: MP4
  • حجم فایل: 17.9 مگابایت
  • لایسنس : tebyan

دانـــــلود

sasa

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *